با مسئوليت رهبري(سر مقاله)
در مدينه جنجال درست مىكردند كه: "جمع شدهاند، مىخواهند پدرتان را دربياورند؛ از بين رفتيد، نابود شديد؛ تمام شد". آيه قرآن نازل شد كه وقتى ياوهگويان و هرزهگويان و ضعيفان اينطور فضايى را ايجاد مىكنند و اين ميكروب و ويروس خطرناك ترس را در فضا مىپراكنند، مؤمنان كسانى هستند كه "فزادهم ايمانا"؛ ايمانشان بيشتر مىشود... يعنى در مواجهه با تلاطمي كه دشمن مىخواهد به وسيله امواج تبليغاتى و روانى خود ايجاد كند، آرامش دارند.
مشروعيت اين نظام به تفكر اسلامى و به استوارى بر پايه اسلام است؛ مشروعيت مجلس و رهبرى هم بر همين اساس است. امام يك وقت فرمودند كه اگر من هم از اسلام روى برگردانم، مردم من را كنار مىگذارند؛ راست هم مىگفت. مردم امام را به اسلام شناختند؛ بهخاطر فداكارى و عظمت او در راه اسلام دنبالش راه افتادند، كه همه ما، بنده و شما هم همينطور هستيم. اگر ما از اين راه منصرف و منحرف شويم، ما ضرر مىكنيم... حقيقتاً نظام اسلامى به ماها و امثال من و شما وابسته نيست. امام يك وقت مىگفتند كه نظام اسلامى به من وابسته نيست...
بعضيها مىگويند چيزى بدهيم، يك چيزى بگيريم! بدهيمش درست است، بگيريمش درست نيست؛ هيچى نخواهند داد. شعارهايى را درست مىكنند؛ ايران را در محور شرارت گذاشتهاند. فلان كارها را بكنيم تا ما را از محور شرارت بردارند! اين شد حرف؟! غلط كردند گذاشتند كه حالا بخواهند بردارند. دوباره و هر وقت لازم شد، ما را در محور شرارت مىگذارند.
من اين موضوع را بارها به بعضى از مسئولانى كه دچار وسوسه و واهمههايى بودند، گفتهام كه حد يقف فشار امريكا كجاست؛ آن را مشخص كنيد، كه اگر به آنجا رسيديم، ديگر بعد از آن هيچ فشارى عليه ما نخواهد بود. من عرض بكنم حدّ يقف كجاست؟ آنجايى است كه شما - كه چنين حقّى را نه شما داريد، نه من - از طرف ملت ايران اعلام كنيد كه ما اسلام، جمهورى اسلامى و حكومت مردمى را نمىخواهيم؛ هر كسى كه شما مصلحت مىدانيد، بيايد در اين مملكت حكومت كند! اين اولِ اسارت مملكت... من و شما مگر مىتوانيم مملكت را به دست دشمن بدهيم؟ مگر ما چنين حقى داريم؟ اين ملت ما را براى اين سرِ كار نياوردند. ( در جمع نمايندگان شوراي اسلامي، ا82/3/7)
امام حقايق فراموش شده اسلام را احيا كرد; عدالتخواهى اسلام را سر دست بلند كرد; ضديت اسلام را با تبعيض و اختلاف طبقاتى و اشرافيتها علنى كرد. امام بزرگوار روى قشرهاى مستضعف, پابرهنه ها و محرومان تكيه كرد. بارها و بارها ... به مسؤولان و به همه ما تاكيد كرد كه بايد رعايت حال ضعفا را بكنيد; شما مرهون طبقه پابرهنه اين كشوريد... هر جا و در هر موردى ما به اين توصيه امام توجه كرديم و در برنامه ريزيها, قانونگذاريها, اجرا و عزل و نصبها, به اين نصيحت عمل كرديم, پيروزى نصيب ما شد. اسلام سعادت مردم را دنبال مىكند. اسلام با فساد و ظلم و تبعيض مخالف است. اسلام براى رفاه مردم در كنار معنويت مردم به ميدان آمده است.
امام معتقد بود فقه اسلام (مقررات اداره زندگى مردم ) در كنار فلسفه اسلام ( تفكر روشن بينانه و عميق و استدلالى ) و عرفان اسلام ( زهد و انقطاع الى الله و دامن برچيدن از هواهاى نفسانى ) چه معجزه بزرگىمىتواند بيافريند. امام عملا " نشان داد كه اسلام سياسى, همان اسلام معنوى است... امروز دستگاه هاى تبليغاتى دشمن و جبهه ى دشمن نظام اسلامى ميخواهد اسلام سياسى و اسلام عدالتخواه و اسلام اجتماعى را به عنوان چهره اى خشن در دنيا معرفى كند و مردم را به اسلام منزوى, اسلام تسليم طلبانه و اسلامى كه در مقابل متجاوز و ظالم و زورگو هيچ عكس العملى از خود نشان نمىدهد, سوق دهد.
اسلام نابى كه امام مطرح كرد، يعنى ضد اسلام متحجر و خرافى و همچنين ضداسلام رنگ باخته در مقابل مكاتب بيگانه و التقاطى... يكى از نقاطىكه جبهه دشمن اسلام روى آن تاكيد مىكند : سياست را از معنويت جدا كردن ; يعنى اگر كسى مى خواهد مسلمان باشد, بايد سر خود بگيرد و گوشه اى بنشيند; به اين كه دشمن چه مىكند... كارى نداشته باشد. امروز هم اين را تبليغ مىكنند. امام نقطه مقابل اين را در دنياى اسلام مطرح كرد و امروز دنياى اسلام اين موج عظيم را در درون خود دارد.
بزرگترين مبارزه با امريكا, خدمت به اين مردم است. هركه مى خواهد با امريكا مبارزه اساسى بكند, بايد به اين مردم خدمت كند. هر كه مى خواهد با دشمنان اين ملت مبارزه عملى كارآمد بكند, با فساد مبارزه كند. ابزارهاى دشمن در درون كشور و نظام ما عبارت است از فساد, تبعيض و فاصله طبقاتى ; ما بايد با اينها مبارزه كنيم ; اين وظيفه دولت و مجلس و قوه قضاييه و همه اركان نظام است. به مردم خدمت كنند, با مفسد مماشات نكنند, فساد را در بدنه دستگاههاى حكومت به هيچ وجه نپذيرند و تحمل نكنند; اين بزرگترين خدمت است.(حرم مطهر امام (ره)، ا82/3/14)
